عروسی جاریمه.زنونه خونه مادرشوهرمه.مردونه هم خونه من تو سالن و حیاط چون هردو کوچیکن...بعد من خودم ۹ماهه عروسی کردم تازه عروسم..مخالف بودم ولی شوهرم قبول کرد..الان قراره مبلا و دوتا فرشارو ببرن تو اتاق و دراتاقا قفل باشه فقط سالن..همه رو جمع میکنم دکوری و تابلو..میمونه کابینتا و یخچال و لباسشویی و پرده هام...خانما دلم آشوبه..اصلا راضی نیسم..جرئت اینم که برم بهشون بگم نه رو هم ندارم..مادرم میگه چون مردونس چیزی نمیشه ولی من بازم همینجوری دارم تودلم حرص میخورم...توروخدا ی چیزی بگین آروم شم😭😭
اره ادم نگران میشه منم خونه مو داده بودم همسایه مهمونی داشت قبلا نگران بودم و خیلی هم خسته شدم همه خونه رو جمع کرده بودم انگار از اول خونه رو چیدم منم دلم نمیخواست بدم دیگه همسایه مجبورم کرد اه حالا بماند ک اون جاریته بگی ن دماغشون باد میکنه
من مبل هارو و فرش هارو ورداشتم همه دکوری هارم ورداشتم گفتم ک ی موقع بچه اینا میزنن میشکنن برا همین ورداشتم همه چیزو فقط تلویزیون موند با چند تا تابلو رو دیوار ن چیزی نشد عزیزم فقط دکوری هارو وردار میزنن میشکنن ها بچه ها