2777
2789
عنوان

دلم گرفتههه

246 بازدید | 21 پست

خدا چرا من چرا تو این سن این همه بدبختی ۱۶ سالمه مو هام دارن سفید میشن همش افکار‌منفی دیگه به خدا هم اعتقاد ندارم چقدر صداش زدم از این زندگی لعنتی هیچکی منو نمیفهمه از اول با پدری که هیجوقت برام پدری نکرد شب تاصبح صبح تا شب تکرار خستم دیگه حوصله هیچو ندارم تپش قلب گرفتم کاش بشه رفت ی جای دور و برنگشت ۵ ماهه داغون زندگیم از تهه دل نخندیدم تو این ۵ ماه بیشتر از این پدر که نمیشه اسمشو پدر گذاشت

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عزیزم حالتوخودت بایدخوب کنی,توپیجایی که انرری مثبت دارن عضوشومطالبشوبخون.من خودم ازنظرروحی افتضاح بودم بعداینکه دوستم بهم ی پیج پیشنهادداد رفتم مطالبوخوندم هم حالم بهترشدهم تاثیرشودیدم.خودت دلیل حال خوبت باش

 یکی از مظاهر و مصادیق مهمّ حال بد یأس است. یأس، احساس ناامیدی. اگر کسی زود ناامید شد، این حالش بد است. اگر کسی در مشکلات زندگی، مشکلات فردی، زود احساس بن‌بست کرد، این حالش بد است. شما می‌دانید رفقا هیچ‌وقت بن‌بست در دنیا وجود ندارد هیچ‌وقت. ما ممکن است راهش را بلد نباشیم. همۀ دنیا بگویند آقا این راه ندارد؛ ممکن است راه داشته باشد گوش نده. یک شطرنج‌باز ماهر هیچ‌وقت ناامید نمی‌شود. نگاه می‌کند می‌گوید یک راهی هست. اگر معتقد نباشد یک راهی هست برای بردن بازی، فکر نمی‌کند، فکر خلّاق نخواهد داشت و با امید به پیداکردن یک راه حتماً یک راه پیدا می‌کند. همیشه توی دنیا راه هست.

 اگر یک کسی در امور زندگی خودش مأیوس شد، زود مأیوس شد یا زیاد به مأیوس‌بودن، به بن‌بست‌ها فکر کرد، یا به یأس خودش اطمینان داشت، این آدم حالش خوب نیست مریض است. این حال بد یعنی یأس، حالی است که ابلیس خبیث دارد. آدم مؤمن گیر بیاورد او را مأیوس می‌کند از خدا، آدم کافر گیر بیاورد او را یک‌جور دیگر مأیوس می‌کند. کار ابلیس اساساً ناامید کردن است. چرا؟ چون خودِ نام ابلیس، ابلیس یعنی ناامید و مهم‌ترین وصفش است، این صفت خودش را به آدم می‌دهد. هر کسی با ابلیس نشست و برخاست بکند، صفت ابلیس را می‌گیرد. آقا هر کی با هر کی نشست و برخاست بکند صفتش را می‌گیرد و هر کسی ابلیس و ابلیسیان باهاش زیاد نشست و برخاست داشته باشند، وسوسه‌هایش را بپذیرد. اینقدر یأس که از ابلیس گرفته می‌شود بد است، من می‌خواهم بگویم آقا آن گناهانی که ابلیس تو را به او وادار می‌کند آن اینقدر مهم نیست که این یأس را به شما بدهد.

 یکی از مظاهر و مصادیق مهمّ حال بد، یأس است. یأس، احساس ناامیدی. اگر کسی زود ناامید شد، این حالش بد است. اگر کسی در مشکلات زندگی، مشکلات فردی، زود احساس بن‌بست کرد، این حالش بد است. هیچ‌وقت بن‌بست در دنیا وجود ندارد هیچ‌وقت. همۀ دنیا بگویند آقا این راه ندارد؛ ممکن است راه داشته باشد گوش نده. همیشه توی دنیا راه هست.

خیلی‌ها دنبال حال خوش معنوی می‌گردند. حال خوش معنوی چیست؟ حالت بد نباشد. خدا را به‌هم ریختی با به‌هم‌ریختن خودت. حال خوب هم خودش یک ارتباط خوب با خداست، هم مقدمۀ یک ارتباط خوب با خدا. دیدید پدر و مادر ناراحت می‌شوند، به‌هم می‌ریزند از حال بد بچه‌شان؟ حتماً این را دیدید. خب، حالا خدا یک میلیارد برابر از پدر و مادر از حالِ بد بنده‌اش ناراحت می‌شود. نه تنها خدا انتظار دارد از ما بیش از چیزی که ما خودمان دوست داریم حالمان خوب باشد، بلکه اگر حالمان بد باشد داریم دور می‌شویم از خدا! نگران هستی. نگرانی یک وجه حال بد است. لحظه به لحظه که نگران هستی داری دور می‌شوی از خدا.

 گناه نمی‌کنی ظاهراً ولی داری مقدمات گناه‌ها و فجایع بزرگ را در خودت پدید می‌آوری. بخواهی شما قرب به خدا پیدا کنی، حس کنی خدا را، ارتباط با خدا را خوب درک بکنی، تقرّب را مزه‌اش را بچشی، باید حالت خوب باشد بروی درِ خانۀ خدا. حالت خوب باشد نماز بخوانی، حالت خوب باشد قرآن بخوانی. بعد ببینید چه اشک زلالی، چه حال با صفایی به شما می‌دهم. پرده‌ها اگر از جلوی چشمتان رفت کنار اصلاً تعجب نکنید.

 هر کی می‌خواهد حال خوش معنوی را تجربه کند اول حال خودش را خوب کند. رفت درِ خانۀ خدا بگوید خدایا من هیچ غصه‌ای ندارم، حالم خوب است. با حال خوب بروید درِ خانۀ خدا.

دارم زیادد فقد تا ۱ ساعت جواب میدن

باورشون کن وقتی مطلب میزارن به چیزایی که میگن فکرکن,گوش کن خیلی تاثیرداره.اسم اون پیجم بخای نگاه میکنم.میگم بهت من که خیلی دوسش دارم.گاهی واقعا تکرارحرفاش حال ادموخوب میکنه

داغونم فقط 😓

ریشه اصلی حال بدتو پیداکن اگ تونستنی شکستش بده واز زندگیت بندازش بیرون اما اگ نشد ب هر دلیلی باهاش کنار بیا وخودتو سرگرم ی زندگی شاد کن ب توصیه اون دوستمون هم گوش بده برو پیجای انگیزشی اینستا رو فالو کن برو بیرون بگرد بخند شاد باش چون بهترینا برای توعه 

دقیقا اعتقادم داغونهه

  • یکی از ضعف‌های فرهنگ دینی جامعۀ ما این است که معمولاً برترین شاخص دین‌داری و معنویت را برخورداری از قوت و قدرت روحی نمی‌دانیم. وقتی از ما بپرسند: آدم خوب و دین‌دار چه آدمی است؟ معمولاً می‌گوییم: کسی که مهربان و باگذشت باشد و... یعنی یک‌سری صفاتی را بیان می‌کنیم که دلالت بر نرمی، انعطاف‌پذیری و فهم و بصیرت دارد. البته اینها خوب است اما مهم‌ترین ویژگیِ یک آدم خوبِ دین‌دار که اول باید به ذهن بیاید این است که «قدرتمند و برخوردار از قوت روحی باشد»
  • البته معنای قدرت و قوت روحی این نیست که آدم، خشن باشد و انعطاف نداشته باشد! اتفاقاً کسی که قدرت روحی داشت، مهربان‌تر هم خواهد شد. قوت روحی، منشأ بسیاری از خوبی‌هاست، امام‌زمان(ع) هم وقتی تشریف بیاورد، اصحاب خود را مهربان‌تر یا سخاوتمندتر نمی‌کند، بلکه اصحاب خود را 40برابر قوی‌تر می‌کند (وَ أُعْطِیَ قُوَّةَ أَرْبَعِینَ رَجُلًا؛ غیبت‌نعمانی/310)
  • قدرت روحی، یکی از خوبی‌های آدم نیست، بلکه برآیند همۀ خوبی‌هاست و داشتنِ ضعف هم یکی از بدی‌های آدم نیست، بلکه آورندۀ همۀ بدی‌هاست. معمولاً همۀ بدی‌های آدم از سرِ ضعف است؛ حتی رفتن سراغ شهوات هم برای این است که انسان از قوت روحی برخوردار نیست و لذت قدرتمندبودن را نمی‌چشد. قدرت فقط به‌درد میدان جنگ با مستکبران و ظالمان نمی‌خورد؛ بلکه به‌دردِ جنگ با شیطان و نفسِ اماره هم می‌خورد.
  • اولین یا برترین شاخص تقوا، ایمان و معنویت، این است که تو قوی باشی! این فرق بین دین‌داری درست و نادرست، و فرق بین دین‌داری حقیقی و قلابی است. قدرت روحی، برترین شاخص دیانت و آدمیت است؛ آدم باید قوی باشد! البته قدرت و قوت، اصلش درونی است، قدرت بیرونی فرع ماجراست. اگر ما از قدرت بیرونی هم خوشمان می‌آید، به‌خاطر این است که کلاً از قدرت خوشمان می‌آید. منتها اگر کسی قدرت روحی داشته باشد، شایسته‌تر است.
  • مهم‌ترین «فضیلتِ انسانی» که بچه‌ها به آن توجه دارند، قوی‌شدن است. بچه‌ها در سنین کودکی، دوست دارند قوی بشوند و این یکی از اولین درخواست‌های کودک است. در دوران دبستان هم، مهم‌ترین شاخص-در تربیت- این است که بچه‌ها قوی بار بیایند.
  • حالا این قدرت روحی را چگونه باید تمرین کنیم؟ همان‌طور که برای تقویت عضلات بدن، باید ورزش و تمرین کنیم، قدرت روحی را هم باید با «ورزش ذهنی» تمرین کنیم، ورزش ذهنی هم با کنترل ذهن است، یعنی «ذهن من هرجایی نباید برود، آن‌جایی باید برود که من به او دستور می‌دهم» چون قدرت روحی به قدرت ذهنی خیلی وابسته است و تمرین ذهنی، راه رسیدن به قدرت روحی است.
  • امام خمینی(ره) می‌فرماید: «بدان که اوّل شرط از براى مجاهد در این مقام(مقام تهذیب نفس) و مقامات دیگر، که مىتواند منشأ غلبه بر شیطان و جنودش شود، حفظ طائر خیال است. چون که این خیال مرغى است بس پرواز کن که در هر آنى به شاخى خود را مىآویزد، و این موجب بسى از بدبختی‌هاست. و خیال، یکى از دستاویزهاى شیطان است که انسان را به واسطه آن بیچاره کرده به شقاوت دعوت مىکند... و ملتفت باش که خیالات فاسده قبیحه و تصورات باطله از القائات شیطان است که مىخواهد جنود خود را در مملکت باطن تو برقرار کند» (شرح چهل‌حدیث/ص17و18) یکی از القائات شوم شیطان، سوء ظن به خداست، نگذار این سوءظن به خدا حتی ناخودآگاه و ناخواسته به ذهنت راه پیدا کند، کنترلش کن.
  • در ادامه می‌فرماید: «تو که مجاهدى با شیطان و جنودش و مىخواهى صفحه نفس را مملکت الهى و رحمانى کنى، باید مواظب کید آن لعین باشى و این اوهام برخلاف رضاى حق‌تعالى را از خود دور نمایى تا إن‌شاءاللّه در این جنگِ داخلى، این سنگر را که خیلى مهم است از دست شیطان و جنودش بگیرى، که این سنگر به منزله سرحدّ است، اگر اینجا غالب شدى امیدوار باش.» (همان) یعنی سنگر ذهن و خیالات انسان، به منزلۀ مرز است. پس کنترل ذهن انجام بده و نگذار به ذهنت، حرف‌ها و فکرهای بد، خطور کند.
  • یک مثال برجسته برای تمرین کنترل ذهن، سرِ نماز است. نماز به شدّت تکراری است؛ برای اینکه در نماز، چیزی نباشد که توجّه تو را به خودش جلب کند. اصلاً انگار نماز تمرین کنترل ذهن است. تو را در یک قالب رفتاری خاص قرار می‌دهد تا ببیند کنترل ذهن داری یا نه.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز