سلام خانومای گل.... بیاین مشاعره کنیم.. هر شعری یا متنی که دوست داشتین با حرف آخر شعر بنویسید
ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان
جان به غمهایش سپردم نیست آرامم هنوز
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس
من بی تو دست از این سر و سامان کشیده ام
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
معشوق چون نقاب ز رخ در نمی کشد هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
دامن مکش به ناز که هجران کشیده ام
نازم بکش که ناز رقیبان کشیده ام
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
محتسب مستی به ره دید وگریبانش گرفت مست گفت ای دوست ،این پیراهن است ، افسار نیست
تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من
به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
در میان مستمندان ، فرق نیست این غریق خرد ، بهر غرق نیست
تمنای وصالم نیست، عشق من مگیر از من
به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
تند بادی ، کرد سیرش را تباه روزگار اهل کشتی شد تباه
هر آنکه خاطری مجموع و یاری نازنین دارد
سعادت همدم او گشت و دولت، همنشین دارد
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
درس ها خواندند ، اما درس عار اسبها راندند ، اما بی فسار
روز ازل که سرزلف تو دیدم گفتم
که پریشانی این سلسله را آخر نیست
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)