امروز اومد پیشم نشست حرف زد بعد دوروز سردی و موقع رفتن کارتم دست یکی بود و بزور کارت بانکیشو داد و رمزشو گفت گفت لازمت میشه و برگشتم خونه من تا از شرکت اومدم بیرون رمزو دوباره واسم فرستاد و من گفتم ممنونم اما گفتم که پول همراهم هست گفت دستت باشه لازمت میشه:)من مردم با تمام وجودم واسه این مرد دیگه واتسپ شروع کردیم حرف زدن و واسه اولین بار منو تو خطاب میکرد...من بهش گفتم حدس اون روز توی پارکینگ تون چی بود؟گق فک میکنم از میلاد خوشت میادو من گفتم نه...اصلا...گفتم نفهمیدیدتاالانیعنی گفت نه از کجا بفهمم توبگو و من همچنان نگفتم تویی اون فرد مورد علاقه من تویی...مرد من..دوست دارم!به امید روزی که باهمین:)