رفتم تولدش، داخل تولدش مامان دوستم من رو دید 😑
از همون روز به بعد دوستم میگه عروس خودمونی برای داداش سعیدم (آخرین پسر خانواده)
بچه ها منم گفتم داداشت رو دوست دارم و جاش داخل دلم محمکه سرپا قرص هست داداشش هم همین حرفه به دوستم گفته.
ولی مشکل من بهیار بودن داداشش هست 🙂
کسی ميدونه حقوق اش چطوره؟ چه کارهایی می کنند؟ 😐