روزی به پادشاه خبر دادند که یک مردم را دیده اند که شباهت زیادی به او دارد پادشاه دستور داد ان مرد را بیاورند وقتی ان مرد را نزد پادشاه بردند پادشاه با تمسخر به او گفت آیا مادرت در قصر پدرم کنیز بوده
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.