با خواهرشوهرم دعوام شده چند هفته میشه منم دیگه تو این مدت هیچ کدوم از خانواده شوهرم رو ندیدم حالا یه هفته است مادرشوهرم اومده خونه برادرشوهرم که نزدیکمونه اون وقت امشب داشت تلفنی با شوهرم حرف میزد که تنهاس وبرادرشوهرمینا رفتن مهمونی واون تنهاست اونجا با این که با خودم عهد بسته بودم دیگه دورشون رو خط بکشم وقتی دیدم تنهاست گوشی رو گرفتم و تعارفش کردم که بیاد خونه ما شام تنها نباشه البته اون گفت نه دیروقته و تشکر کرد فقط به نظرتون خودمو کوچیک نکردم با خودم قرارگذاشته بودم محلشون ندم