بچه ها دیروز که رفتم نانوایی نون بگیرم تو صف وایساده بودن بعدش دیدم یهپسره که تو نونوایی کار میکرد زل زده به من منم فهمیدم نگاهش که کردم دیگه بهم نگاه نکرد بچه ها یعنی منظورش چی بوده چرا همش بهم زل میزده من الان خیلی احساس گناه میکنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.