2821
2789
عنوان

خاستگار ۳

| مشاهده متن کامل بحث + 301 بازدید | 50 پست
با مادرامون رفته بودیم بعد رفت کارتسو از مامانش گرفت تو کیف مامانش بود


حالا یه بارم برو. 

من کاربر از سال 96 هستم ولی اسمم روتغییر دادم باید اینکارو میکردم اسمم نزدیک به همین اسمم بود 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

امروز مادرش زنگ زد بعد مامانم گفته جوابش منفیع گفته ب دخترت بگو بازم فکر کنه

اگه میخوای خودتو بدبخت کنی بهش فکر کن،ادم جالبی به نظر نمیاد،تازه چون گفتی ۳۵ سالشه یعنی اختلاف سنیش با مامانت زیاد نیست بخاطر همین تو کف مامانت رفته😑خودت چند سالته؟؟

۳۵ سالشه عقل نداره اینو پیش بینی کنه ولش کن اسی 

نمیدونم

من 27 سالمه خاستگار داشتم قبلا همه رو ب ی دلیل رد کردم

حالا دارم فک میکنم سختگیری الکی کردم یان

واسه همین یکم شل کردم😅

من روزیکه رفتم برا خرید عقد،دست رو هرچیزی میزاشتم گرون بود مادرشوهرم میگفت با بریم مغازه کناری هم بپرسیم قیمتشو،،شوهرمم عین گاو هیچ نمیگفت،،منم از لجــــــــــش دوباره برمیگشتمو همونارو میخریدم ،بااینکه اصلا یبارم نپوشیدمشون،،ولی بعد عقد فهمیدم شوهرم کلا مستقله ،و اصلا مامانی نبوده ،اما اونروز نمیدونم کم تجربه بوده یا هرچی ،اونجوری شد،قضاوت نمیشه کرد ،ولی یبار دیگه برو اگه دست مامانش بود ،برگرد پیش مامانت😂😂

منم از پسرای بچه ننه بدم میاد چ خصوصیاتی داشت؟

وای مامانش اگه زنگش میزد میگفت من فلان جا هستم بیا دنبالم این دیگه براش مهم نبود کجاس و چه خبره

فقط باید زود خودشو میرسوند به مامانش

خرج مسافرت مامانشو میداد 

مامانش روز مادر زنگ میزد سفارش طلا میداد 

اگه ماشین میخواست بره بیرون باید بهش میداد براش مهم نبود با من قرار داره 

و هزار چیز دیگه

کلا با اجازه مامانش آب میخورد 

مامانش میگفت بمیر میمرد

خیلی سخته اصلا از خودشون هیچ تصمیم و اراده ای ندارن

خیلی حواستو جمع کن عزیزم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز