عزیزم یه نفرکه میدونم کی هست شوهرموجادوکرده بودکه رابطش بامامان من خیلی بد باشه،یعنی شوهرم مثل دشمن خونی به مامانم نگاه میکرد،تااینکه رفتیم پیش یه سیدی وگفت کی اینکاروکرده ودعادادکه باطل بشه سحرش،ازهمون موقع به طرزعجیبی رابطه ی شوهرموخانوادم خداروشکربهترشد،البته یه دلخوری هایی هست ولی خیلی بهترازقبل،بعدمن دوباره رفتم پیشش وگفتم شوهرم خیلی اذیتم میکنه وروزخوش ندارم یه دعادادکه یکم محبت به وجودبیادبینمون اون اصلااثرنکرد