دوستان مامانم همش میگه بیرون نرو خونه تمیز کن
ظرفارو شستم گاز تمیز کردم،،،حالا کلی فحش ...که وجدان درد نیستی میری بیرون
میخوام برم سر کارم ،،،خونمو خیلی شلوغه داره میترکه از شلوغی ولی من اختیار ندارم چیزی رو جا به جا یا بیرون بندازم
تا رختخواب هیچکی جمع نمیکنه حتی مامانم،،پوست تخمه برادرام می ریزن هیچی سر جاش نیست
همش مامانم گریه م میندازه خودش فقط غذا درست میکنه
به هیچی کار نداره