بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم خیلیییییی میترسیدم رفته بودم خونه بابام تنها بودم ی موش اومد رد شد من جیغ داد فریاد اونم ترسیدهدبود ر۴ت گوشه دیوار قایم شد تا میخاست فرار کنه من جیغ میزدم نمیزاشتم دربره که مصیبت درست شه اگه در میرفت تا زمان گرفتنش خواب و خوراکم حرام میشد مبادا بخابم موش از روم رد شه و اینا خلاصه بی نهایت میترسیدم تا اینکه جارو رو اوردم یکم اروم شدم موشه میخاست فرار کنه محکم زدم تو سرش له شد خودمم فقط جیغ میزدم انقد جیغ زدمو جارو رو زدم تو سر موشه تا مرد دیگه ترسم ریخت توهم برو امتحان کن من بحدی از موش میترسم که بعضی شبا کابوس میبینم موش اومده تو خونمون لونه کرده
زن باید تمیز باشه همیشه غذاش رو گاز باشه خونش بوی گل بده عطر تنش تو خونه بپیچه.تا مثل من دلبر اقاش باشه.اسم کاربریمم تیکه کلام شوهرمه.
از موش نگووووو گه دلم خووووووون است. سه بار خونهام موش افتاده... چقدر رنج کشیدم
دخترکی شاد در من میزیست...که چونان شاپرک، به اینسو و آنسو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بالهایش ریخت... پَرپَر شد...