سلام بچه ها
من چند ماهی میشد که با یک آقا پسری من باب کار صحبت میکردم و اون شخص خیلی مشتاق بود برای جور کردن کار پیش خودش برای من و من حس میکردم جذب خودم شده که انقدر برای من داره تلاش میکنه و وقت میذاره تو این چند ماه هرروز تقریبا باهام تماس میگرفت
بچه ها من خیلی آدم کم اعتماد به نفسیم با این که شرایطم عالیه
وقتی یه آدمی میاد تو زندگیم تقریبا برای نگهداشتنش از جون و دلم مایه میذارم و حتی گاهی بیش از حد محبت میکنم و حالا فهمیدم که اشتباه من اینجاست
خلاصه این بنده خدا یه کاری پیش خودش برام جور کرد اما به دلایلی من نتونستم قرار شد هروقت شد دوباره بهم بگه
اما چون تو یه شهر دیگست من نتونستم برم یعنی ترسیدم
بعد از اینکه نتونستم برم اونجا این پسره تا الان بهم پیامی نداده در صورتی که اوایل میگفت دوست دارم ارتباطمونو ادامه بدیم حتی اگه نیای
منم برای اینکه بهم پیام بده سه چهار بار به بهونه های مختلف بهش پیام دادم ولی فایده ای نداشت
بچه ها وااااقعا جدی میگم خیلی بهم توجه میکرد به طرز عجیبی یعنی واقعا نمیتونم باور کنم که احساسی نداره
حالا نمیدونم چیکار کنم بچه ها من خیلی ازش خوشم اومده از شخصیتش
حالا بچه ها دوتا سوال دارم
یکی اینکه به نظرتون چیکار کنم دلم میخواد ارتباطشو باهام ادامه بده؟
یه سوال دیگمم به نظرتون هرزمان دوباره تونست کار پیش خودش برام درست کنه برم پیشش با اینکه یه شهر دیگس؟رفتنم فقط بخاطر اونه وگرنه من خودم کار دارم
تورو خدا کسایی که تجربه ارتباط با پسرها رو داشتن و موفق بودن جواب بدن
مرسی بچه ها