2821
2789
عنوان

دختر داییم

| مشاهده متن کامل بحث + 397 بازدید | 46 پست
عزیزم من ۱۳ سالم بود هنوزنمیتونستم بندکفشموببندم مامانم میبست برام😂  اصلا بلد نبودم اعتیاد رو ...

چند روز پیش ی عروس ۱۴ ساله دیدم برگام ریخت 

دختر خاله خودم ۱۳ سالشه بنظرم خیلی کوچولوئه🙄

خودش میگه ک کمتر میکشم ولی خود داداشش به من گفت ک دختر داییت داره خودشو حروم میکنه داداش من ترک بکن ...

واقعا دختره بچه هس بگو احمق نباشه انقدر

باز شوهر بی بهانه با ادایی کودکانه هیکل چون استوانه میکند غر غر به خانه یادم آید روز اول گردنش گج. دست و پا شل پیش بابا موش میشد سر خیش تا گوش می شد دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک شاد و چابک چشمهایم همچوو آهو عطر موهایم چو شب بو می شنیدم از لب او : حرفهایی همچو جادو : من غلام خانه زادت جان دهم هر دم به یادت گر نیایی خانه ی من میگریزد روحم از تن بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همانجا 😄 شد به پا جشن عروسی کیک و شام ودیده بوسی بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم قسمتم یک مرد جاانی اندکی لوس و روانی بی اراده همچو یابو پر خور و مغرور و پر رو هرکه کرد این دوره شوهر خاک بر سر گشت و حیران شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان 😂😂                     

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

خودش میگه ک کمتر میکشم ولی خود داداشش به من گفت ک دختر داییت داره خودشو حروم میکنه داداش من ترک بکن ...

اصلن کسی نیست که دختر داییت به حرفش گوش بده بگو اروم باهاش حرف بزنن یا برن سراغ پسره از اون طرف ول کنه😑

امضای شما هم خزه🤭

باشه خب برام مهم نیست عزیزم ولی اولین نفری ک تو سایت گذاشته من بودم از خیلیا از قدیمیا شنیدم ولی حالا خز بود هم برام مهم نیس از کامنت های تکراری بعضیا ک خز تر نیس   

باز شوهر بی بهانه با ادایی کودکانه هیکل چون استوانه میکند غر غر به خانه یادم آید روز اول گردنش گج. دست و پا شل پیش بابا موش میشد سر خیش تا گوش می شد دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک شاد و چابک چشمهایم همچوو آهو عطر موهایم چو شب بو می شنیدم از لب او : حرفهایی همچو جادو : من غلام خانه زادت جان دهم هر دم به یادت گر نیایی خانه ی من میگریزد روحم از تن بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همانجا 😄 شد به پا جشن عروسی کیک و شام ودیده بوسی بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم قسمتم یک مرد جاانی اندکی لوس و روانی بی اراده همچو یابو پر خور و مغرور و پر رو هرکه کرد این دوره شوهر خاک بر سر گشت و حیران شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان 😂😂                     
چرا تو هر تاپیکی که بحث سن و سال میشه یه عده میان میگم ما فلان بودیم ما فلان بودیم بعد یسریا هم میان ...

الان یعنی من خزم

دیگران راببخش...حتی وقتی متاسف نیستند بگذارحق با انهاباشداگراین ان چیزیست که به ان نیازمندند برایشان مهربفرست وخاموششان کن خودت رابه کوته فکری گره نزن این سلامت روانت راازتومیگیرد۰
الان یعنی من خزم

نمیدونم واقعا خب اینکه بگید دردی دوا میکنه یا میخاید بگید خیلی خاص بودید خب ماهم همینجوری بودیم همه همینجوری بودن حالا یه عده تو زرد در میان ولی من آلرژی پیدا کرذم نسبت ب اینکارا

باز شوهر بی بهانه با ادایی کودکانه هیکل چون استوانه میکند غر غر به خانه یادم آید روز اول گردنش گج. دست و پا شل پیش بابا موش میشد سر خیش تا گوش می شد دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک شاد و چابک چشمهایم همچوو آهو عطر موهایم چو شب بو می شنیدم از لب او : حرفهایی همچو جادو : من غلام خانه زادت جان دهم هر دم به یادت گر نیایی خانه ی من میگریزد روحم از تن بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همانجا 😄 شد به پا جشن عروسی کیک و شام ودیده بوسی بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم قسمتم یک مرد جاانی اندکی لوس و روانی بی اراده همچو یابو پر خور و مغرور و پر رو هرکه کرد این دوره شوهر خاک بر سر گشت و حیران شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان 😂😂                     
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز