اوه پس چقدر عقبی ندیدی کلا ک چیزی
اره ریان فهمید باباش کیه
ازاد با گلنول ازدواج کرد
بچه اول ریان 2قلو بود ک یکیش رو فیسون عمه گلنول سقط میکنه
فقط یه قل براش میونه پسر به اسم امید
یه دختر از پرورشگاه به اسم ملک میگیرن
هازار میمیره
عزیزه و ناصوح هم ازدواج میکنند
هازار پسر عزیزه هست
فیرات یه اصلان بی هست ک میشه عموی گنول