2777
2789
عنوان

چشم ضخم

238 بازدید | 20 پست

سلام دوستای عزیزم.

میشه هر کسی تجربه ای داره کمکی کنه..

ما یه خونه ساختیم ،چشم همه طایفه شوهرم بیرون اومده.ی روز اومدن خونمون ،از اون روز دیگه شوهرم که شغلش آزاده بهش زنگ نمیزنن.از لحاظ مالی بهم ریختیم...پیش دعا نویس رفتیم گفت دعا روتون هست و این حرفا.حتی تو خونمون دعا دیدیم پای مرغ دیدیم.....چیکار کنم دیگه بریدم

برای سلامتی چشم های دخترم صلوات بفرست🙏

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

دعای چشم زخم هس بگو برات بنویسن اویزون کن تو خونه ات،،ببین  دعا رو یه فرد دعانویس خوب برات بنویسه،،بذار تو پارچه کنارش اسپند و نمک و یه تیغ بذار پارچه رو ببند و اویزون کن یه جای خونه ات

فرشته ی تاریکی  
خرافاتی نباش یعنی ممکنه فامیلات برن دعابنویسن؟؟انقد ناجورن؟؟

ببین عزیزم چشم زخم خرافات نیس گلم تو قرانم اومده،،اونا دعا نکردن مثلا ممکن رفته باشن خونش تو دلشون به به و چه چه زدن چشم زدن ،،چشم دست ادم نیس ممکن تو چشمت شور باشه اصلا دست خودت نیس

فرشته ی تاریکی  

نمیدونم ولی به نظرم این جور چیزا برای کسایی بوجود میاد که مدام فکر میکنن هرکاری میخوان انجام بدن همه دارن چشم میزننشون!

چقدر جمله بدیه این حرفتون که همه چشمشون دراومده!

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792