کلافه ام خیلی خیلی خیلی زیاد
عصبیم از دست بابا از دست مامان از اینا از خودمم شدید عصبانیم ..
خدایا یا منو ببر یا دوباره به زندگی برگردون
نمیدونمچیشد که اینجوری شدم فقط میخوام نباشم
میخوام خودمو از پنجره بندازم بیرون
هیچ وقت مث الان ناامید نشده بودم شدیدا احساس بیکسی و تنهایی میکنم...
لطفا به من خرده نگیرید که تو مگه روانشناسی نمیخونی همونطور که پزشک حالش بد میشه به طبیب نیاز داره ،دندون پزشک دندونش درد میگیره ،منم طبیعیه که میزون نباشم یه وقتایی
کسیو ندارم خواهری ندارم که حرفامو بهش بگم ببخشید که ناله گزاشتم