من خدا رو قبول دارم ولی همین حرف یک نوع دلگرمی برای من میشه از این دنیا خوشم نمیاد زیاد زندگی پس از مرگ و دنبال میکنم به هر طریقی به دنیا نگاه میکنم اونجا بهتر از اینجاست از وقتی پدرم فوت شدن کلا دیدگاهم عوض شده دنبال خودکشی نمیرم چون حتی اگه یک درصدم اون دنیا حقیقت داشته باشه با خودکشی هرگز دیگه پدرمو نمیبینم به خاطر همین هر روز و میشمارم تا بلکه برم اون دنیا و دوباره ببینمش.
خیلی آرزوها من و پدرم با هم داشتیم که با فوت ناگهانی کلا دنیام تیره و تار شد تا در جایگاه من نباشین نمیتونین بفهمین چی میکشم تنها دلخوشیم شده مرگ تا از این دنیای کثیف برم بیرون دوباره بتونم عزیزامو اونجا ببینم