2777
2789
شوهر شما چرا 

شوهر من توی شرکت لبنیات کار میکرد ازبس سبدای سنگین برداشته بود کمر درد داشت پسرعموی نامردش خونهدمادرشوهرم مهمون بودگفتش یه قرصت میدم درد نداشته باشی نگو ترامادل هست همسرم خورد دوبار تشنج کرد منم دست تنها شبی که زلزله سنگین اومده بود بدترین شب زندگیم بود اونشب حالا یه بارش خونه داییش بودیم اونا کمک کردن رسوندیم بیمارستان

همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم.....

یه مهندسی همکار خواهرم بودن یه بیماری گرفتن فکر کنید درعرض شش ماه شده بودن چهل کیلو دیگه دور از جون وصیت کرده بودن که فکر کنم توی مشهد یه پزشک طب سنتی میرن تموم ازمایشات ونسخه هاشون پرت میکنه میگخ فقط گوشت گاو نخور سردی جات نخور با یه جوشونده خداروشکر خوب خوب شدند بعضی دردا توجیه علمی ندارن ضرر نداره عزیزم اطبا طب سنتی هم ببریدش البته مشهوراش نه هرکی مغازه زده چهار تا علف گذاشته

همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم.....

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز