سلام دیشب من دل بیچه و کمردرد گرفتم تو دسشویی بودم آخر شب شوهرم گف زنگ میزنم مامانت بچه هارو نگه داره بریم دکتر ساعت یک شب گفتم نه خوب میشم برات نبات داغ آورد بعد دیدم ساکته گفتم بهترم برو بخاب بعد میگه ببین قلبم تند تند میزنه گفتم واس چی گف از ترس منم گفتم وا مگه من چیارم شده بود که ترسیدی مرتیکه بی جنبه اینو گفتم بهش فک کنم برخورد از دیشب یه جوری سرسنگینه واقعا چقدر مردا بی جنبن اه