از خانوادم خسته شدم
خانوادم هرچی میشه منو مقصر میدونن
اون موقع اومدم خستگی در کنم آبجیم پرید روم چنگم انداخت بعدم بهم گفت عوضی آشغال احمق خنگ اسکول بعد من بش گفتم خفه شو بابام با چوب میخواست منو بزنه بعد من اومدم تو اتاق سوره یاسین و یه این خوندم که بمیرم
من به بابام گفتم پیتزا درست میکنی بعد گفت نه ۱ بخاطر کرونا ۲ بخاطر پول
بعد از چند روز آبجیم بش گفت بابا پیتزا میخری بعد بابام گفت آخه کروناس بعد گفت خب درست میکنی گفت آره دختر قشنگم واسه سه شنبه درست میکنم
من۱۳ سالمه آبجیم ۱۷ سالشه