من واسه کادو زایمانم مادرشوهرم ب شوهرم گفته بود میخام براش النگو بخرم ولی خب من ب جاریمو هیچکس نگفتم چندسال پیشا برای جاریم تکدست خریده بودن.بعد امروز جاریم رفته بود خونه مادرشوهرم هممون تو یه ساختمونیم بعد میگفت همش داشتن مینالیدن که طلا گرونه و خوبه براش چیزی نخریمو برای بچه بعدیش بخریمو منم گفتم ب جاریم من از هیچکس توقعی ندارم تو این گرونی بخان طلا بخرن .جاریم خیلی دروغگوعه میدونم همه حرفاش دروغه مادرشوهرم اگه نمیخاس بخره ب شوهرم اونجوری نمیگفت خداییش برای مراسما شده از زیر سنگم جور میکنه برای آبروشم شده میخره .اونوقت جاریم خیلی زورش اومده بودو میگغت من کاش بچه دار نشده بودم الان با تو بچه دار میشدم من میخام یه دختر بیارم و مامان اینا دختر دوس دارن حالا توهم اولیت پسر شد انشالله دومیت دختر شه .منم گفتم من دومیمم پسر شه رو چشمام میذارمش.نظرتون چیه راجع ب همچین آدمی ؟تازه این یه گوشه از کاراش بود .همش میگه میخام یه دختر بیارم
چرا با جاری رفت امد میکنید؟ چرا با جاری تا این حد صحبت میکنید؟ با جاری بیشتر از دودیقه ادم بشینه کلا وارد جزیات زیاد نیشه با جاری فقط باید سلام و احوال پرسی کرد
هر چی مرد ننه خواهر قهب ه است میاد ب من درخواست میده بسه دیگه نرای بیخاصیت
من بچه نداشتم الانم نمیدونم نی نیم چیه بعد جاریم میگفت انشالا یه دختر میاری همش میگفت هم خودش هم شوهرش بعدا باز جلو من میگفتن ما اصلا دختر نمیخوایم فقط پسر یدونه بچه داره که پسره میگه من پسرزام سه تا پسر میخوام دختر بده چون خانواده شوهرم پسردوستن حالا که ابجیش با من بارداره دختر حامله میگه نه من اشتباه میکردم دخترم خوبه حالا دیگه نمیگه انشالا دختره چون میدونه دختر شیرین کاریش بیشتر از پسره