تو یه کتاب خوندم ...ما تو این دنیا قادر به درک ثواب فرستادن صلوات نیستیم تو اون دنیا میفهمیم که چقدر با ارزش بوده....سعی کنید تا میتونین صلوات بفرستین در حال ظرف شستن،انجام کارهای خونه،پیاده روی و......هم باعث میشه فکرای ناراحت کننده نکنی هم بی نهایت ثواب داره...نیازی نیست صلوات شمار دستت بگیری و بشمری...ارادتمند همه خانومای گل نینیسایتی که تنها دوستان منن❤
تو یه کتاب خوندم ...ما تو این دنیا قادر به درک ثواب فرستادن صلوات نیستیم تو اون دنیا میفهمیم که چقدر با ارزش بوده....سعی کنید تا میتونین صلوات بفرستین در حال ظرف شستن،انجام کارهای خونه،پیاده روی و......هم باعث میشه فکرای ناراحت کننده نکنی هم بی نهایت ثواب داره...نیازی نیست صلوات شمار دستت بگیری و بشمری...ارادتمند همه خانومای گل نینیسایتی که تنها دوستان منن❤
زنه با شوهرش حرفش شده بوده بعد به حالت قهر رفته تو تخت خواب روش به دیوار بوده پشتش به شوهرش...میبینه یه علفزاره بلندیه که پر مار بوده همه اون مارها به یه مار خیلی بزرگ افعی که بالا درخت بوده نگاه میکردن بعد این جیغ و داد کرده میخواسته فرار کنه تو تخواب رفته چسبیده ب شوهرش بعد ک شوهرش آرومش کرده باز یه صحنه ای دیده که انگار یه قبریه وسط خیابون این تو اون قبره بوده افعی هم پیشش بعد میان اینو میبرن میبرن در یه دروازه ای که خیلی حس و حال خوبی داشته بعد قبل اینکه از اون دره بگذره این خانومه نگاه شوهرش و بچه هاش میکنه انتخاب میکنه ک بمونه و نره. از اونا میپرسه ایا من اگه برگردم دوباره که مردم منو به این دروازه و حس خوبش میارین یا نه اونام قبول میکنن بشرط اینکه برگرده بگه اونجایی هم هس..دیگه اینم برمیگرده