ول عروسیم مامانم گفت عروسی کردین و اینا منم گفتم آره گفت خونم اومد گفتم نه ولی بعدش شوهرم گفت پرسید بگو نه خون اومده
بعد خانواده ی مادریم خیلی از لحاظ فکری و ... خیلی پایینن
حالا فهمیدم مامانم به خالم گفته که فلانی شب عروسیش خون نیومده خب من نمیدونستم اینقدر دهنش لقه که بره به خواهرش زندگی خصوصی منو بگه
حالا میخوام حرفمو عوض کنم بحصشو بیش بکشم پیش مامانم بگم نه خون اومده چجوری بگم