2777
2789
عنوان

چجوری بهش بگم

77 بازدید | 8 پست

ول عروسیم مامانم گفت عروسی کردین و اینا منم گفتم آره گفت خونم اومد گفتم نه ولی بعدش شوهرم گفت پرسید بگو نه خون اومده

بعد خانواده ی مادریم خیلی از لحاظ فکری و ... خیلی پایینن 

حالا فهمیدم مامانم به خالم گفته که فلانی شب عروسیش خون نیومده خب من نمیدونستم اینقدر دهنش لقه که بره به خواهرش زندگی خصوصی منو بگه 

حالا میخوام حرفمو عوض کنم بحصشو بیش بکشم پیش مامانم بگم نه خون اومده چجوری بگم

 خدایاشکرت ❤

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

آخه میدونی ۱سال گذشته ها

اى واى بعد يكسال يادت افتاده؟ ديگه كارى نميتونى بكنى مگر اينكه بگى راستى اينطورى شده بودا يادم رفته بود بهت بگم البته شايد باور نكنه 

فيزيك بعدها ثابت ميكند در روزهاى بارانى جاى خالى آدمها "بزرگتر" ميشود 
اى واى بعد يكسال يادت افتاده؟ ديگه كارى نميتونى بكنى مگر اينكه بگى راستى اينطورى شده بودا يادم رفته ...

من تازه فهمیدم همه زندگی خصوصی منو به خواهراش میگه 

برای همین میخوام نه خون اومده بود

 خدایاشکرت ❤
من تازه فهمیدم همه زندگی خصوصی منو به خواهراش میگه  برای همین میخوام نه خون اومده بود

اى بابا چه بد، مامانتم باور كنه خاله هات باور نميكنن بنظرم بيشتر روش كار كن رازدار باشه اگه نميشه ديگه هيچى از خودت بهش نگو 

فيزيك بعدها ثابت ميكند در روزهاى بارانى جاى خالى آدمها "بزرگتر" ميشود 
اى بابا چه بد، مامانتم باور كنه خاله هات باور نميكنن بنظرم بيشتر روش كار كن رازدار باشه اگه نميشه دي ...

الان میخوام این موضوع یه جوری جمعش کنم دیگه هیچی بهش نمیگم چون خیلی بهش گفتم به کسی نگو ولی گفته 

مثلا شوهرم موهاش پروتزه من دوست نداشتم کسی بدونه ولی رفته گفته به خالم دختر خالم هم که سنش کمه جولوی شوهرم به من میگه شوهرت کچله😔😔

 خدایاشکرت ❤
الان میخوام این موضوع یه جوری جمعش کنم دیگه هیچی بهش نمیگم چون خیلی بهش گفتم به کسی نگو ولی گفته&nbs ...

ببين يه راه ديگه هم هست يه روز كه با خاله هات هستى حرف رو بكش به شب عروسى بعد بگو من اولش فكر كردم خون نيومد ولى فرداش ديدم تشك خونى شده خيلى طبيعى انگار نميدونى اونا ميدونن رفتار كن و بگو آره اصلا نميدونستم و اينا، اينجورى باور ميكنن ديگه هم به مامانت هيچى نگو 

فيزيك بعدها ثابت ميكند در روزهاى بارانى جاى خالى آدمها "بزرگتر" ميشود 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108