مامان بزرگم اينا شمالن الان بابام ميخواد بره بابابزرگمو بياره تهران دكتر ولي مامان بزرگم نميخواد بياد
براي همين ما بايد بريم شمال پيش مامان بزرگم
هي ميگم بابا اونجا نت نيست
من كلاس دارم
حوصله ام سر ميره
فكر ميكنن فقط خودشون ادمن اصلا نگاه نميكنن تو برنامه اي داري يا نه
بعدش ام بابام داد و بيداد كرد گفت اصلا نرين
اعصاب ادمو💩💩توش