یه خانمی تعریف کرد برام که وقتی با همسرش ازدواج کرد خیلی این خانم هوای مادرشوهر خواهرشوهرا شو داشت مثلا کارای مادرشوهرشو کمکش می رفت می کرد براش تولد می گرفت می گفت رسم نداشتن اما برای خواهرشوهراش عیدی می برده و برای مادرشوهرش جوری شد بود خانواده شوهرش دوسش داشتن خیلی و این خانم پوشش جوری بود شال نمی پوشید گفت اوایل حس کردم جاریم حساس گفت ناراحت چون خانواده همسرش دوسش دارن جاریش باهاش چپافتاده شماهم چنین تجربه ای داشتید یا دیدید