پدر بزرگ و مادر بزرگم کرونا گرفتن مادرم رفته قم تا بهشون برسه اینجا هم خواهرم چن وقته مریض بوده مونده بود خونه پدرم خوابیده بود منم اونجا بودم تا بهشون برسم حالا دیروز ازمایش داده دکتر گفته کرونا داری اونم نرفته خونشون دوباره اومده اینجا خوابیده در صورتی که پدرم هم آسم داره هم بیماری قلبی داره از اون ور هم شوهرم میگه اون مریضه بیا خونمون یا اون بره خونشون من موندم احمق چرا پاشده اومده اینجا منم خجالت میکشم بگم برو خونتون خانوادگی اینجان منم شدم کوزت بشور بپز فقط یه بچه یک ساله نیمه هم دارم که بی قراره فقط چیکار کنم حالا