2777
2789
عنوان

ناراحتم...

47 بازدید | 4 پست

سلام شوهرم چند روزی مریض هست و خونه استراحت میکنه چندبار می‌خواسته بره دکتر مادرشوهرم به من گفت تو نرو دخترش رو همراه شوهرم فرستاده من خیلی ناراحت شدم یعنی من خودم عرضه ندارم همراه شوهرم برم اینقدر مادر شوهرم گفته که دیروز میخواستم برم خرید شوهرم گفت تو نرو بده خواهرم!حالا اون هفت سال از من کوچیکتره دارن بزرگش میکنن روی سر من! من تا دیروز با یه بچه کوچیک همه کارای بیرونمو میکردم نمیگفتن بیایم کمک حالا واسه من زرنگ شدن!حس بی ارزشی و بی عرضگی گرفتم اعصابم خورد شده....

از همون اول نباس میزاشتی دخالت کنن

خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

گذاشتم پای دلسوزی و کمک به پسرشون ولی خب انگار من هیچ کارم

پیششون زندگی میکنین؟

خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز