خلاصه بحثمون این بود من گقتم کل هزینه ازدواج دوستامو چدر شوهرشون داده خونوادا تو هیچ کاری واس ما نکردن هرجا هممیرنمیگن ما اینو گرفایمواسشون اونو گرفتیم واسشون (در حالی که هیچی نگرفتن)
اونم گفت بزار بگت مهمنیست واسم
منم گفتم واس من مهمه منو تو جلبک ک نیستیمهرچی بخوان پشت سرمون بگن لاقل اگ ی کمکی میکردن و اینجوری میگفتن ادمناراحت نمیشد
گفت این مسعله به من ربط داره لزومی نداره تو ناراحت بشی منم اگ بدونم خودم جوابشونو میدم
گفتمتو ک داعم السکوتی لزومی نمیبینی جواب بدی لابد فرداهم میگن حامد خواب بود رفتیم واسش زنگرفتیم اوردیم
گفت هرچیمبگن حق دارن
پرسیدمچرا
گفت چون منمیگم
دیگقهر کردم باهاش هیچحرفی نزدم