زیاد ازش نمیدونم چون نمیگن.
ولی مثله اینکه جد مادریم زنش جن بوده و همه روستای میدونستن مثلا دستشو از پنجره دراز میکرده تا کجا میرفته و آب میآورده.ستا بچه میارن که این هر ستا شونو میکشه بعد یه روز جدم بهشون میگه که چرا اینارو میکشی اینا بچهامونن اونم میگه وقتی میگم که از زندگیت میرم اونم قبول میکنه بعد میگه که بچها هر ستاشون توی سن های کم میمردن من نمیخواستم که ما بهشون وابسته بشیم و بعد بمیرن برای همون اول میکشتمون سناشونم گفته من دقیق نمیدونما مثلا اولیش ۷ سالگی اینطوری بعد قبل اینکه بره نفرین میکنه میگه تا ۷ نسل خونهاتون کثیف میمونه منم همیشه مسخره میکنم میگم بخاطر این اتاقم کثیفه😂