دوست داشتم تنها باشم ولی نمی تونستم تا ده روز خونه مامانم بودم بعدش اومدم خونه خودم
اگه دوست داشتی تایپیک عمل لاپراتومی بخون شاید به دردت خورد 😎خدا جونم مرسی یه دختر ناز ویه پسر جیگر بهم دادی باباشونو نگم دیگه خودت می دونی 😄😄😄😄 😍😍😍لطفا مواظب خانواده چهار نفره ما باش 😍😍😍 😍😍من یک دختر یک همسر یک مادرهستم به وجود خودم افتخار می کنم 😋 من یک خانه دارم یک خانه داره شاغل عاشق کارای هنریم کارم بافته بافت عروسک لباس وشال وکلاه☺ برا سرانجام رسیدن کارم خیلی تلاش کردم 💪کلمه نمی تونم در فرهنگ لغات زندگی من وجود نداره😎 کاری نیست که نتونم انجام بدم من یک زن هستم 😊😊😊😊خدایی سوال کردی جواب می دیم ریپلای نمی کنی یه لایک بکن
دوست داشتم خودمون سه تایی باشیم. و دوروز اول که بیمارستان بودیم فقط خودم و همسرم بودیم و به همه گفتیم نیان. بعد از اینکه برگشتیم خونه هم همه به نوبت و تو زمانی که خودمون گفتیم اومدن.
دوستان اگر اطلاعات در زمینهی مهاجرت و ادامه تحصیل و... میخواین لطفا یا پست بذارید تگم کنید یا توی یکی از تاپیکهام کامنت بذارین که بتونم بقیه رو که سوال مشابه دارن ارجاع بدم و یک سوال مشابه رو چندین بار در خصوصی جواب ندم.
از نظر روحی تنها😢 و از نظر رسیدگی به بچه و خونه زندگیم شلوغ. بعد از زایمان یه حال روحی داشتم که بی سابقه بود کلا آدم افسرده ای نیستم با اینکه از هر مشکلی بگی دارم اما چیز عجیبی بود حتی نمیدونستم چمه هی میرفتم حمام و دسشویی اینقدر گریه میکردم تا خفه میشدم، 😭🤒 بچه مو شیر میدادم گریم میگرفت غذا میخوردم اشکام می اومد پایین هیچم دلیلشو نمیدونستم وای خداروشکر که گذشت ❤️
خداوندا ! اگر جایی دلی بی تاب دلدار است نمیدانم چطور...! اما خودت پادرمیانی کن...