بچه ها پدرشوهرم بیماره سرطان داره ،الانم خونه ماست ،بگذریم که چقدر بهم بدی کرد و اذیتم کرد چه دعوایی بین منو شوهرم مینداخت،الان اینجاست قراره حالا حالاها بمونه نمیتونم خستمدبیست روزه اینجاست خسته شدم کله سحر پامیشه صبحونه میخواد غرغرو،ما حتی اوقات زناشوییمونم کنار گذاشتیم میگیم رشته و فلان آخه ماه رمضون هس ،خیلی خستم خیلی میخوام تمام حرفاشو سرش فریاد بزنم