2777
2789
عنوان

پرت

506 بازدید | 0 پست

مهربانم راستش را بخواهی چند روزی است که ضعف عجیبی تمام ابعاد بدنم را در برگرفته و یک جسم بی مصرفی را بر روی تخت چوبی گوشه اتاق شرقی به نمایش گذاشته است ،عذر من را پذیرا باش که چند روزی نتوانسته ام از تو بنویسم گویا دستانم لکنت گرفته اند و بسیار شرمسارند از شما

اما قلبمان درست به شدت قبل گیر و گرفتار شماست و زمانی که شما را در ذهنمان یاداور میشویم کوبش کر کننده اش را از سر میگیرد ،میدانی بسیار این کار مضطربم میکند،ترس دارم از اینکه گوش شیطان کر کسی بو ببرد از این همه احساس من به شما...

گمان میکنم همین اضطراب های بی جا و شاید به جا مرا از پای در اورده است،همش فکر و خیال مانند خوره می افتد به جان مغزم و انقدر اذیتم میکند که سرانجام کار چشمانم را تر و خیس می کنند و مجبور میشوم گوشه ناخنم را بجوم نمی دانم این دیگر چه مصیبتی است که این روزها دارد خانه خرابم میکند ،نمیدانستم عشق انقدر همراه با عذاب و درد است که تیمارم کند

اما خاطر شما جمع عزیز،شما هنوز هم در ما زنده ای ،مراقب جانتان باشید و کمی هم برایتان گل محمدی خشک شده می فرستم میدانم که چشم انتظارید

راستی،زود به زود برایتان مینویسم قول میدهم

دیر وقت است با نور کم چراغ نفتی برایتان دست به قلم شدم الان است که نفتش تمام شود و خاموش

شبتان به زیبایی ستاره ها معبود من

ژینانوشت

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز