2821
2789
عنوان

مادر شوهر

606 بازدید | 61 پست

من یه راهنمایی میخوام واقعا زندگیم در گیر شده 

من نزدیک به یک ساله عقد کردم همسرم واقعا مرد خوب دست دل باز چشم پاک و کاریه و واقعا مشکلی باهم ندارم 

مادر ایشونم که وقتی یه همچین پسری بزرگ کرده قطعا خودش این موارد رو ۱۰۰۰۰ برابر داره 

خیلی مهربونه با معرفته دست دلبازه نگران همس فقط فقط یه مشکل داره که زندگی منو شوهرمو تلخ کرده 

مادرشوهر من فکر میکنه پسرش باید همیشه اماده خدمت به خواهراش باشه خواهراش نزدیکن غذا باید همسر من ببره دکتر ارایشگاه لیزر داروخونه خرید دور زدن همه اینارو مادر شوهرم مجبور میکنه شوهرمو هزار باز با هرزبونی که بگید گفتیم بهش که نمیره دوست نداره بره شوهرم خیلی بهش توضیح داده که من نمیرم وظیفه من نیست ولی تو موقعیت که میشه شوهرم میگه نمیرم مادرشوهرم شروع میکنه خودشو نفرین کردن که همسر منم عصبانی میشه میره 

الان شده برا شوهر من وظیفه خواهراش توقع دارن یه روز که این کارا انجا نمیشه دعوا راه میندازن 

خواهشا کمک کنید بگید من چیکار کنم ببخشید طولانی شد

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

چن تا خواهر داره حالا؟اونام متاهلن؟یا مجرد؟

۲ تا متاهلن و بچه دار 

و به شدت تنبل نه غذا درست میکنن نه خونه داری فقط پی عشق حالن 

یکیشون شاغل یکیشونم خونس 

سرد برخورد کنین بفهمن دلخورین حساب کار دستشون بیاد

ما سر این قضیه چندین بار دعوا کردیم ولی متوجه نمیشن خودشونو میزنن به اون راه که وظیفه شوهراشون کم بشه

2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز