خیلی نگرانشم .من خواهرم ده سال پیش طلاق گرفت قصدم نداشت ازدواج کنه ولی واقعا حیف بودو جوون بود و کلا تو این گرونی نمیتونست از پس خرج زندگی بربیاد ازدواج کرد شوهرشم ادمه خوبیه و خیلی هم خرجشون میکنه با پسر خواهرمم خوبه
ولی پسر خواهرم جدیدا انگار استرسی شده اصن نمیتونه مامانشو تنها بذاره یوقتا میاد خونه مامانم اینا ولی میگع نگرانه مامانمم میگه شوهرش مریضه نمیره دکتر مامانم تا صبح بیدازه بعد میکم بهش خوب میشه حالا یه مدته بعد میگه نه هذیون میگه تو خواب میگم خب اونکه دست خودش نیس بعد میگه نه تو اصن نمیفهمی من چی میگم صدا میده .بعد پیش خودم گفتم نکنه رابطشونو فهمیده که اینجوری میگه .نمیدونم چکار کنم خواهرمم اصن تو این باغا نیس .پسر خواهرم دوازده سالشه همش انگار استرس داره تیک عصبی هم گرفته 😔😔😔