2777
2789
عنوان

داستان زندگی من..

84 بازدید | 3 پست

سلام من یه مادرم و اما از اول مرتب مادرم منو اذیت میکرد همش اذیت میشدم همش طرفداری پدرمو میکرد..

ما ۳ خواهر بودیم انقدر اذیت میکرد..

یه خونه داشتیم  با صد تا کتک و کمربند..

انقدر کبودم کردن که الان یه دقیقه یادم افتاد و اون لحظه ی کتک یادم افتاد اشک از چشمام فرو ریخت..

همشم فقط مادرم دوست داشت شوهرم بده و درس بخونم حتی یک بار هم فکر من و آینده ام نبودن..

هیچ وقت نمی بخشمشون..


بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792