سلام من یه مادرم و اما از اول مرتب مادرم منو اذیت میکرد همش اذیت میشدم همش طرفداری پدرمو میکرد..
ما ۳ خواهر بودیم انقدر اذیت میکرد..
یه خونه داشتیم با صد تا کتک و کمربند..
انقدر کبودم کردن که الان یه دقیقه یادم افتاد و اون لحظه ی کتک یادم افتاد اشک از چشمام فرو ریخت..
همشم فقط مادرم دوست داشت شوهرم بده و درس بخونم حتی یک بار هم فکر من و آینده ام نبودن..
هیچ وقت نمی بخشمشون..