2777
2789
عنوان

داستان زندگی من

841 بازدید | 55 پست

نمی‌دونم چرا یاد گذشته ها افتادم...دلم میخواد با کسی درد و دل کنم...نمی‌دونم دقیقا چی دلم میخواد...دوست دارم برگردم به عقب یا نه.‌‌...این روزا خیلی عجیب شدم ..شبا تا صبح بیدار میمونم و تمام روزهای پشت سرم رو مرور میکنم... من دختر یه خانواده ی چهار نفره بودم..مامانم نه اینکه از لحاظ فرهنگی و اینا بالا بود که فقط دوتا بچه آورد..نه اتفاقا همیشه احساس می‌کرد که زن بی عرضه ایه که نتوانسته زیاد بچه بیاره ...ولی خب قسمت این بود که بعد چند سال دکتر و نذر و نیاز من و داداشم رو از خدا بگیره...روزگارمون بد نبود تا اینکه بابام و داداشم رو تو یه تصادف از دست دادم...بابام راننده ی ماشین سنگین بود و وقتی به شهرهای خوش آب و هوا می‌رفت داداش نوجوانم رو هم با خودش میبرد...من و مامانم خیلی تنها شدیم...ولی سعی کردیم قوی باشیم و به زندگی برگردیم...سال دوم دانشگاه بودم که مادر م رو هم بر اثر ایست قلبی از دست دادم....تنهایی خیلی سخت بود خیلی سخت..چه روزهای غم انگیز بود.‌..چه دنیای پوچی داشتم اون روزها...وای من ...وای من..

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

بقیش

8...(یک توآزردمرا..ویک جهان شادم نکرد..)...دلتنگی خیلی نامرده.ازیک جایی به بعد می شینی یه گوشه با بغض نگاه میکنی تا زندگی تموم بشه..۲۵ آذر ۱۴۰۱ عشقم برای همیشه ترکم کرد بعدازاون دیگ هرگز به هیییچکس اعتمادنمیکنم عاشق نمیشم تنهایی رو باجون ودل نگه میدارم خیلی دوسش داشتم صداش آرومم میکرد..ارزومه پشیمون بشه ی روزی برگرده ارزوش باش یک بار دیگ باهاش حرف بزنم فقط دنبالم بگرده وتوحسرتم بسوزه ک هییچ کس مث من دوسش نداشت...دلتنگم 😔😔دلم میخوادیکی بیاد دستموبگیره بلندم کنه بگه میدونم چقدرسختی کشیدی میدونم شبهات پر از دردبود میدونم چقداشک ریختی اماازاین به بعد هرچ قبل من بود فقط کابوس بود...یکی بیادکه نره یکی که ازچرت ترین چیزها براش حرف بزنم وخسته نشه ..🥀ب سلامتی اون روزی که اونی ک ترکم کرد تاوان پس بده دلش مثل دل من بشکنه هرشب مث من اشک بریزه ازدلتنگی نابودبشه ب سلامتی روزی که داغ عزیزترین ادم زندگیش بره توی دلش بسلامتی روزی ک بیچارگیش روببینم..روزی اروم میشم ک اون تاوان پس بده سنگدل نیستم ولی درحقم ظلم شد ب زور منواز خودش جداکرد..دوسال منو عاشق خودش کردوبا بی رحمی ترکم کرد پس ب سلامتی شکست اون🥂دلم گرفته هیشکی نیست که ببینه غروبا چجوری اشک روی گونم می شینه😔دلم میخواد خودمو بردارم برم یه جای دور خییلی دور هیچکس رونبینم حتی گوشیمم نبرم صدای کسی رو نشنوم..🥀..امیدوارم هرکجا هستی همیشه غمگین باشی.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز