داداشم ی سال ازم کوچیکتره ودرس میخونه پارسال ازدواج کرد اونم با یه زن مطلقه ک ۶سال ازش بزرگتره و یه بچه هم داره هیچکس ازما راضی نبودیم چون داداشم سنش کمه یعنی اونموقه 18سالش بود زنداداشم هم فامیلمونه ی شب خودشون زنگ زدنب داداشم و عقدشون کردن روز بعدم اومدن خونه مامانم...اوایل باهم خوب بودیم ولی اصلا کارهای خودشم نمیکرد طوری بود ک اتاقشم باید مامانم تمیز میکرد منو داداشم سر ازدواجم باهم قهریم این زن داداش من یهو از منو مادرمو همه بد افتاد موقه زایمانم شناسنامه منو همسرم و بیمه سلامتمو ولباسو کیف بچمو باهم انداخته بود زباله بعدم بوفه پر از ظرف مامانمو انداخته بود همشون شکستن تازه گفته بود میخاستم خونه رو اتیش بزنم الانم گفته من نرم خونه مامانم بنظرتون باهمچی ادمی چ برخوردی داشته باشم