ما با مادرشوهرم اینا تو یه ساختمونیم تقریبا دوساله
هر روز باید خونشون باشمو نرم ناراحت میشن یا تیکه میندازن که بچه نداری صب تا شب تنها تو خونه چیکا میکنی ولی بخدا انقد سرمو گرم میکنم وقت سر خاروندنم پیدا نمیکنم
الانم بخاطر ماه رمضون ۶ شبه افطار و سحری خونشونم دیگه خسته شدم دوس دارم تو خونه خودم باشم درسته غذا میذاره دستشم درد نکنه ولی ۱۰ برابرشو کار میکنم پایین کسی محل.....نمیذاره بهم و باهام یه کلمه هم حرف نمیزنن منم اذیت میشم ۸.۹ ساعت بدون حرف زدن خونشون باشم خونمونم چون روزه بهم ریختس از بس خونشونم وخ نمیکنم به خونه خودم برسم
چجوری بهش بگم که نرم دیگه خسته شدم
اینم بگم به ما لطف نمیکنه ها فقط بخاطر خواهرشوهرمه چون دوس داره دخترش هر شب بیاد مارم دعوت میکنه وگرنه اون نیاد آدمم حسابمون نمیکنه مارو