ولی سخته دوران تحصیلش . از طرفی عمومی ها درآمد زیادی ندارن
ولی اگ کسی تخصص اینا بگیره صد درصد شرایط خیلی خوبی خواهد داشت
نویسنده ها عشق را بزک کرده اند، زشت و زیبا کرده اند،به ان صورت داده اند. هوگو میگوید:بسیاری ادم ها اگر عشق را در داستان ها نخوانده بودند هرگز عاشق نمی شدند./ کاش میشد جایی در پس کوچه های این شهرِشلوغ تورا یافت…مثلا یک عصر دلنشنینِ بهاری، درکافه ای مشرف به رودخانه،هنگام خوردن قهوه ای تلخ چشم در چشم شویم../ یاالله احلامنا بین یدیک.. فحققنا
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
کلی دکتر بیکار تو این جامعس کی میگه نیس و اینکه خب باید کلی عمر گذاشت و پیر شد تا ی درآمدی دا ...
نه بابا اینطوریا هم نیست .لااقل الانش نیست ولی تو چند سال آینده با این همه ظرفیت ک هر سال پذیرش میکنن میشه .
الان همه ی رشته ها اگ آدم بخواد به پول برسه زمان بره
ولی پزشکی لااقل تضمین شدست شانسی نیست ک بگیره یا نگیره
نویسنده ها عشق را بزک کرده اند، زشت و زیبا کرده اند،به ان صورت داده اند. هوگو میگوید:بسیاری ادم ها اگر عشق را در داستان ها نخوانده بودند هرگز عاشق نمی شدند./ کاش میشد جایی در پس کوچه های این شهرِشلوغ تورا یافت…مثلا یک عصر دلنشنینِ بهاری، درکافه ای مشرف به رودخانه،هنگام خوردن قهوه ای تلخ چشم در چشم شویم../ یاالله احلامنا بین یدیک.. فحققنا
هرکی عشقو انکارمیکنه یا تجربه اش نکرده یا توش شکست خورده...(لطفا روی پست هام ریپ حمله و نصیحت نزنیدتا بلکه یاد بگیرید حق ندارید به دیگران بگید چی درسته چی غلطه.)
بعدش اگر تخصص نگیرن مجبورن تو بیمارستان کشیک بمونن
هرکی عشقو انکارمیکنه یا تجربه اش نکرده یا توش شکست خورده...(لطفا روی پست هام ریپ حمله و نصیحت نزنیدتا بلکه یاد بگیرید حق ندارید به دیگران بگید چی درسته چی غلطه.)
درسته تضمین شدس اما باید تا سن میان سالی درس بخونی جوونیتو بزاری تا مگر اینکه تصمینی برای کار و درام ...
اره خب اینجاش سخته ولی آدم به هر چیزی عادت میکنه .
از طرفی آدم چه درس بخونه چه نخونه جوونیش ازدست میره .خیلی از رشته های دیگ هم جوونیشونو پای پیدا کردن کار خوب میذارن.
نویسنده ها عشق را بزک کرده اند، زشت و زیبا کرده اند،به ان صورت داده اند. هوگو میگوید:بسیاری ادم ها اگر عشق را در داستان ها نخوانده بودند هرگز عاشق نمی شدند./ کاش میشد جایی در پس کوچه های این شهرِشلوغ تورا یافت…مثلا یک عصر دلنشنینِ بهاری، درکافه ای مشرف به رودخانه،هنگام خوردن قهوه ای تلخ چشم در چشم شویم../ یاالله احلامنا بین یدیک.. فحققنا