امشب ب شوهرم گفتم منو باید ببره خونه مامانم گف خستم فردا میریم گفتم از بس تنبل و بی عرضه ای ک زود خسته میشی گف توم شبیه بشکه ای ک نمیتونی راه بری من بعدش چیزی نگفتم دیه ولی اون شروع کرد بیشتر دعوام کرد تمومشم نمیکرد😭😭😭
خداییش مردهامون راست میگن دیگه خیلی آویزونشون شدیم همش باید امر کنیم اونا انجام بدن خودمون دوتا کار نمیتونیم انجام بدیم من که خیلی خونه نشین شدم تا دم در تنها نمیرم
خدای بزرگ میدونم همیشه حاضر و ناظری اما غفلت های گهگاه منو ندیده بگیر و خودت هوامو داشته باش .وامیدوارم کمکم کنی تو دلیلم رو صحیح و سالم بغل بگیرم
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
ولی واقعا اینو میگم،گوش کن... به خاطر این چیزای الکی روتو تو روی شوهرت باز نکن...از همین کلمات ساده شروع میشه و کم کم تو دعواهاتون به فحش و فحش کاری به خودتون و خانواده هاتون میرسه
🧒🏼شازده کوچولو:پس کِی همی چی درست میشه!؟ 🦊روباه:وقتی که بفهمی همه چی به خودت بستگی داره...