همون ماه اول ازدواجش حامله شده
بچشو میاورد میذاشت پیش من میگفت خسته شدم از بچه داری میخوایم محردی بریم یکم بگردیم
اونموقع نمیدونست ماهم بچه میخوایم
هی از بدی بچه میگف
اما وای ازوقتی ک فهمید
مرتب جلومن غش وضعف میکنه برا حاملگیش وبچش والانم ک بچه هاش
بخدا حسودیم نمیشه
فقط واقعابراش متاسف میشم
اگه یه جا دل منه منتظربااین رفتاراش بلرزه....مگه آدم نیست اخه...