2777
2789
عنوان

میترسم

204 بازدید | 13 پست

سلام بچه ها من احساس میکنم به غیر از من و مامانم و بابام یک نفر دیگه هم توی خونمون هست و میترسم خیلی میترسم طوری احساس میکنم  یکی میخواد من را بکشه میترسم از توی اتاقم بیام بیرون که نکنه منو بکشه، یا میترسم در حمام یا دستشویی را باز کنم میترسم اگه باز کنم بهم حمله کنه تاحالا هم کسی را ندیدم یک بار نصف شب ساعت حدود 2 یا 3 بود که چند ثانیه صدای زدن روی دیوار خوندن آمد اونم وقتی که همه خواب بودن و در اتاقاشون بسته بود و فقط من بیدار بودم بعدش صدای افتادن سَر شیشه ی آب آمد و بعد صداهای دیگه و احساس می‌کردم یک چیزی میخواد نزدیکم بشه دعا میکردم نزدیکم نشه هنوز به احساسی توی اون زمان داشتم فکر میکنم مورمور میشم احساس می‌کردم قلبم داره میسوزه و داره از توی سینم میاد بیرون دیگه از ترس جرعت نمیکردم از جایی که بودم تکون بخورم انقدر ترسیده بودم با اینکه اتاق مامان بابام خیلی نزدیک بود ولی من به بابام نصف شبی زنگ زدم یک بارم نصف شب صدای دویدن توی خونمون می‌آمد همه خواب بودن و ببخشید که وقتتون را گرفتم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

هیچکس نیست چون اگه ادم باشه باید غذا بخوره دستشویی بره بدبخت این همه وقت کجا بخوابه شب  

جن و روح هم شخصیت داستانی هستن

در ضمن اگرم یه ادم باشه که نیست دعا کردن کمکی نمیکنه باید با نهایت شدت ممکن توی سیب ادم گلو بزنی یا توی شرایط مختلف کار های دیگه کنی و فرار کنی 

مثل انگشت کردن توی چشم ها

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز