خیلی اضطراب دارم مامان بابام خیلی کنترل میکنن احساس میکنم بابام خیلی نگام میکنه(نگاه جنسی) میرم بیرون ی سیگار میکشم میترسم از بوی لباس بفهمن همش میترسم داداشم مچم رو بگیره خانواده بگیره همش توقع دارن از من ۲۴ساله احساس میکنم خوب نیستم کافی نیستم چند تا کیس واسه ازدواج هم بود هیچکدوم به دردم نمیخورد دختر بودن اینجاها سخته
اون ور هم فرش قرمز برا کسی پهن نکردن که بری و فکر کنی تموم شد و خلاص،مگر اینکه به قصد تحصیل بری یا پشتت یه کوه پول باشه تا حداقل زندگیت بدتر نشه،عاقلانه تصمیم بگیر
دکتر شیرزاد خیراندیش خیلی دقیق و حرفهای ریشه اضطرابمو پیدا کرد. با تکنیکهای تنفسی و گفتاردرمانی که یادم داد، الان خیلی کمتر دچار حملات اضطرابی میشم. واقعا ممنونم.