پدر! مادر! من سگ میخوام! مدت هاست که فقط یک چیز می خواهم! یک سگ!اما همه با
خواسته من مخالفند!
مادر تو گفتی نه! گفتی سگ نجس است. نمی دانم چطور به خود اجازه دادید که سگ،
آفریده خدا را نجس بنامید.
مادر اگر من غذایی که تو با زحمت و مشقت فراوان پخته ایی را تهوع آور بخوانم چه
احساسی خواهی داشت؟
مادر تو گفتی جایی که سگ پای گذارد نماز نمی توان خواند! اما مادرم جایی که ما نماز می
خوانیم، دروغ هم میگوییم، دل هم میشکنیم، غیبت هم می کنیم و هزار و یک کار دیگر ...
آیا جایی که دروغ می گویی می شود نماز خواند؟
پدر، تو می گویی که سگ قابل اطمینان نیست، وحشی است و هر لحظه امکان دارد به ما
حمله کند! اما پدر، کدام یک از ما قابل طمینان هستیم؟
پدرم سگ ها تنها سلاحشان دندانشان است اما ما چه؟ به همه چیز مجهزیم. دروغ، حیله،
زجر، چاقو، اسلحه، ظلم، فساد، غیبت مگر اینها خطرناک تر نیستند؟ ادامه پیام بعد ...