دوستان من یک دوستی دارم که ۲۵ سالشه بعد این پدرش حدودا ۷ ساله که فوت شده و خودش و مادرش با هم توی یک خونه زندگی میکنن و مستاجر هستن و این دوستم حدودا ۶ سالی هم هست که با من دوسته بعد اونوقت گاهی اوقات با من تماس میگیره تلفنی حرف میزنیم باهم و یوقتی هم از مشکلاتش میگه.
مثلا میگه خسته و تنهام و دیگه انگیزه ای ندارم برای زندگی ، اخه مادرش هم ادم شاد و سر حالی نیست که مثلا بتونه روحیه ی اینو خوب کنه و مادرش خودش افسردگی داره و کلا فامیلی هم ندارن که باهاش رفت و امد کنن تا یه روحیه ای بگیرن ، بعد هیچ خواستگاری هم نداشته تا الان و به همین خاطر نتونسته ازدواج کنه و کلا خیلی روحیش ریخته بهم و اصلا یه چیزه نابودی شده ، مثلا زنگ میزنه بعد همینطور یهو نیم ساعت با گریه حرف میزنه.
من خودمم این روزا درگیر یسری چیزا شدم که از شرایط کلافه شدم ولی خب سعی میکنم وقتی تماس میگیره تا باهام حرف بزنه ، منم به حرفاش گوش کنم و توجه کنم.
دوستان به نظرتون چطور میشه روحیه ی یک چنین ادمی رو خوب کرد ؟؟
اصلا خیلی شدید حال روحیش بهم ریختس