ببین عزیزم داستان از اینجا شروع میشه که چند تا دختر دانشجو که همکلاسی بودن به اسم زهره مائده سوسن شکیبا مائده و زهره با هم دختر دایی دختر عمه ان مائده با یکی از همکلاسیاش به اسم محسن کامرانی دوست بوده کامرانی باهاش به هم میزنه اخه مائده خیلی لوسو بی ادب بوده به خاطر پولدار بودنش کامرانی به همین دلیل ازش خوشش نمیومد کامرانی از زهره دختر دایی مائده خواستگاری میکنه کامرانی پسرش خوبی بود اما زهره به خاطر مائده جواب رد میده و نه میگه و جوابشو نمیده دیگه اما کامرانی دست بردار نبود این ۴ تا دوست با هم شمال رفته بودن ویلای مائده