2777
2789

مگیم خدایی نکرده چون دوس ندارم هیچکیس به حال و روز من بیوفته 

من با وجود سن کم چهار سال بچه دار نشدم و مشکل از من بود خیلی عذاب میکشیدم ولی شوهرم هیچ وقت حرف ناراحت کننده بهم نزد یا وقتی من ناراحت شدم میگفت تا اخرش باهاتم همه جوره 

خلاصه من بااون همه دوا درمان و دکتر رفتن باردار شدم 

ولی شوهرم اصلا خوشحال نشد از اون به بعد هرروز بیشتر از دیروز ازم فاصله گرفت اون سرد شد من سرد تر 

خلاصه یه بارتو سه ماه بارداری  بهش شک کردم دیدم درست سه ماهه با یه دختر چت میکرد بهش گفتم به غلط کردن افتاد بخشیدمش 

دوباره تو ۶ماهگی رفت با دوستاش مسافرت با وجود مخالفت شدید من ، اونجا هم با یه دختر دوست شده بودفهمیدم وباز بخشیدمش بخاطر پسرم 😔

بعد رفتیم سونو گفت بچه مشکوک به میکروسفالیه دنیا رو سرم خراب شد تو نت خونده بودم  که میکروسفالی چیه 

اخه قبلا هم دور سرش کم رشد کرده بود که دکترم گفت مشکلی نیست 

خلاصه رفتیم دکترا و سونوهای دیگه و همشون متاسفانه تایید کردن تصمیم گرفتیم سقط کنیم با اصرار شدید شوهرم 

ولی نشد که نشد هرراهی رفتیم به بن بست خوردیم 

گفتن ژنتیکیه و احتمال زیاد تو بارداری های دیگم هم اتفاق میوفته 

نگه داشتیم بچه رو و توکل کردیم به خدا 

یک و نیم ماه بعد اون بچم به دنیا اومد ۱۴ساعت بعد از زجر هایی که کشیدم بچم به دنیا اومد پرستارا اصلا بهم توجه نکردن

وقتی به دنیا اومد شنیدم پرستاره به اون یکی میگفت زیادم ترسناک نبود فلانی(همکارش) بهم میگفت بچه اونو در نیارین سرش کوچیکه نگو بخاطر این بهم توجه نمیکردن چون بچم به نظرشون ترسناک بوده😔

بخاطر اینکه بچمو دیر دراوردن مکونیوم رفته بود تو ریه اش ، تو حال خودم نبودم گفتم بچه سالمه مگه نه؟نشون داد گفت ببین پیشونیش عقبه سرش کوچیکه چرا سقطش نکرده بودی اخه 

دیگه بعدش یادم نمیاد خوابیده بودم بیدار شدم نگاه کردم بچم نبود گفتم بچم کو گفتن بردنش NICUگفتم کی میارن گفتن معلوم نیست تو خیال خودم میگفتم تا فردا میارن باهم برمیگردیم خونه 

ولی فرداش جای دیگه انتقال دادن وضعش خیلی خراب بوده منم مرخص کردن رفتم خوبه ده روز بدون پسرم بودم شوهرم اصلا بهم محل نمیداد هرروز میرفتیم شهردیگه و به پسرم سر میزدم خلاصه روز دهم گفتن تو هم باید بمونی پیشش موندم هشت روز هم من موندم اون هشت روز برام هشت سال گذشت از بدترین روزای عمرم تو شهر غریب با یه بچه مریض تک و تنها یه ناامیدی بزرگ، یه روز بردنش سونوی مغزی که گفتن اژنری کورپوس کالوزوم هست این حرف مردم هم که میگفتن چرا سقط نکردی اتیش به جونم میزد 

بعد ۱۸,روز مرخص شدیم ولی شوهرم بدتراز قبل شده بود نه به بچه توجه میکرد نه به من ، 

درحالی که من بیشتر از هرچیزی به توجه اون نیاز داشتم تا خوب شم 

رفیق بازیش بیشتر شده بود خونه دیر میومد عرق رو یه روز درمیون میخورد قلیون روزی بیشتر از چهارتا، من با هیچکدوم مشکل نداشتم من فقط نیاز به توجه داشتم 

چند بار خواستم جدا شم خانواده ها نذاشتن 

خلاصه الان بهترنشده که هبچ بدتر شده هر چی هم میشه میگه ازت بدم میاد به زور نگهت نداشتم 

اصلا ادم حسابم نمیکنه کسی که یه روز دیوونم بود😔









دیگه نمیدونم باید چیکار کنم ...


بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اسی الان پسرت کو کجاس چطوره

🙂"ننگ بر سربازی که بعد از جنگ خشابش پر باشد..."🙃 یه عهد با خدا بستم...قول دادم ک خیریه بزنم و سرپرستی چند کودک رو برعهده بگیرم خیلی برای رسیدن ب این هدفم جنگیدم خیلی زخمی شدم ولی دست بردار نبودم تمام امیدم امساله رسیدن ب این هدف بستگی ب رسیدن ب هدف دیگه ای داره میشه لطفا برام دعا کنید امسال بهشون برسم....😔❤

راستش من جای شما بودم رفتارم خیلی متفاوت بود اصلا کارایی که شما انجام دادین رو نمیدادم

اولیش مثلا تا خیانتشو میفهمیدم طلاق قطعا

و وقتی بچه مشکل پیدا کرد تصمیم دیگه ای میگرفتم صددرصد..

حالا خود دانی دیگه

  حیف اعصاب و روان قشنگم نیست با توی بی مغز بحث کنم؟خلم من؟ 😂                                                                  وقتی داری تیکه تیکه میکنی خودتو از فشار یه باشه         بهت میگم و 💩 میشی پس به کامنت من نظر احمقانتو ریپلای نکن🦦👩‍🦯                                                                             

عزیزدلم قربونت برم 

زندگی همینه 

همش همینقدر بی رحمه زندگی 

وافعا نمیدونم چی بگم تا کمی دلت اروم بشه

با شوهرت حرف بزن اصلا برید پیش ی مشاور ک چرا ایت رفتارارو داره شوهرت 

یا بهش بگو این بار ببینم خیانت کردی ازت جدا میشم یکم سخت باش 

نفس آقامونم 😌❤
طلاق .

کاش یکم عقل و وجدان بعضی از کاربرا به کار میوفتاد قبل از تایپ کردن و کامنت گذاشتن

استارتر جان حتما برو پیش مشاور و زندگیت رو نجات بده اینجا هیچ کمکی بهت نمیکنن فقط بیشتر به خودت و زندگیت ناامید میشی

اگر وسط بحث کردن دیدین دیگه ریپلای نکردم و پیامتون بی جواب موند بدونید که واقعا ارزش پاسخگویی و بحث ندارین🌹تنها زمان غروب خورشید اشعه بنفش به سطح صفر میرسد⛅یعنی میتوانی به نورش خیره شوی بدون آنکه چشمانت تار شود... تازه فایده هم دارد! 💜تو💜 غروب خورشید بودی که فایده کرد برای چشمایم...که خیره میشدم و برای لحظاتی از دیدنت لذت میبردمحال که آن غروب مه گرفته تمام شد و شب فرارسید در میان ستارگان می‌جویم صبرمیکنم تا طلوعی دیگربرای تو شاید ان هنگام آنجا نباشم شاید درمیان شب وستارگانش تمام شده باشم اما باز طلوع کن⛅💜این طلوع تو میتواند هرگز پایان نیابد و کسی جز من بخت دیدن ان نور کم رنگ لاجوردی را نداشته باشدچه زیبا تمام میشود دنیایی که غروبی از روی سعادت دیده باشد... "________❤️ همه ی من تا ابد این قلب از آن تو خواهد بود❤️

الهی 😭

عزیزم مهم اون بچس حالا ک به دنیا اومده به بهترین شکل ازش مراقبت کن نزار اون دیگ زجر بکش

انقدر بهش محبت کن ک اگ پدرش یک روزی بهش نکرد اصلا به چشمش نیاد

مطمئن هم باش خدا اجرشو بهت میده

و پس از هر سختی خوشبختی تو راه...

💜I'M AN ARMY
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز