32 سالمه، اگه بابامو ببینم نمیشناسم بااینکه همشهری هستیم، ازاون زنش چهارتابچه داره، ولی هیچ وقت نیومده من وخواهرم وببینه، اصلاهیچ حسی نسبت بهش. ندارم، چون مامانم نمیدونید باچه زحمتی ماروبزرگ کرده، هیچ وقت کم وکسری برامون نگذاشت، ولی خانواده شوهرم یجوری بامن برخورد میکنن مخصوصا خواهرشوهرم همش فکرمیکنن من کمبوددارم ویکدفعه اقام بین دعوابهم گفت بی پدر، امسال ماه رمصان یکدفعه خیلی دلم گرفت خیلی، ازتون میخوام یه صلوات برام بفرستین و ببینم بابام چوب بیمعرفتیشو خورده، مامانم یخورده خوشحال شه، دلم میخواد به حق این ماه چوب کارشو بخوره😔